عمرو عاص از اسکندریه بر رسول خدا وارد شد از او پرسید که در آنجا چه دیده اى ؟ گفت : گروهى چند دیده ام که طیلسان در بر داشتند و حلقه حلقه گرد هم مى نشستند و مردى را به نام ارسطاطالیس(ارسطو) لعنه الله تعالى نام مى بردند .پیامبر فرمود:اى عمرو باز ایست,ارسطاطالیس(ارسطو) پیمبرى بود که قوم وى او را نشناختند .
برچسب: نویسنده: بنیامین شجاعی تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 17:57
برچسب: نویسنده: بنیامین شجاعی تاريخ: دوشنبه 29 مرداد 1403 ساعت: 17:57
برچسب: نویسنده: بنیامین شجاعی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:42
بعد از آنی که سرت را بر سر نیزه زدند
خیمههایت سوخت؛ اما موی طفلان بیشتر
بر لب هرکس که نامت بود، او را میزدند
خواهرت در آن هیاهو داد تاوان بیشتر
داشت مادر شیر، اما کودکی دیگر نداشت
آب وا شد، مادر اما شد پریشان بیشتر
شاعر: @mhmehrkish
برچسب: نویسنده: بنیامین شجاعی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 15:42